عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )

448

ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )

نفرين كنند . پس بر آن قرار و مدار گذاشتند ، و على و فاطمه و حسن و حسين ( ع ) را گرد آورد و فرمود : « إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً » « 1 » . گويند جبريل نيز براى تقرّب به خدا به آنها پيوست و خود را در ميان آنها جاى داد . امّا نصارى از مباهله سر وازدند و با خود گفتند : كار از دو بيرون نيست ، يا اين مرد پيامبر است يا فرشته‌اى . اگر پيامبر باشد ، خداوند در اين رويارويى ميان ما ، با او مخالفت نخواهد كرد و اگر فرشته باشد جز خوار داشت ما ، حاصلى نخواهد بود . پس انديشهء راست آن است كه با او بسازيم و روى از مباهله برتابيم . پس از در سازش درآمدند كه پيامبر ( ص ) با آنها جنگ نكند و آنها را از باورشان باز ندارد و آنها نيز به گردن گرفتند كه همه ساله هزار حلّه و سى زره عادى به پيامبر ( ص ) بفرستند پيامبر ( ص ) نيز با آنها صلح كرد و فرمود : اگر با من مباهله مىكردند بر آنها يك سال بر نمىآمد كه خداوند همه را - كه دروغگويان بودند - نابود مىكرد . از آن روز باز ، آن پنج تن كه ششمين آنها نيز جبريل بود - اهل كساء خوانده شدند ، و دربارهء آنها گفتند . افضل من تحت الفلك ، خمسة رهط و ملك » يعنى : در زير آسمان كبود خدا گرامىتر از خاندان پنج تن و آن فرشته ، نيابى . كسب النّمل . عرب در توشه اندوزى به مورچه و مورچه‌هاى ريز و موش - كه بدين شيوه ، شهره‌اند - مثل زند . كسر اللّوز . قلع الصّمغة . كسرى العرب . عمر بن خطّاب هر گاه كه به معاويه مىنگريست مىگفت : اينك كسراى عرب . زيرا كه او بخشندگى عرب داشت و آراستگى و خوش سليقگى پادشاهان پارس را در پوشاك و خوراك . نزديك به اين معنى فصلى است كه

--> ( 1 ) - سورهء احزاب - 33 .